ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

از احوال ما اگر پرسیده باشی.

روز ثبت احوال است. مقیّدم که هرساله در این روز احوالم را ثبت کنم. سال گذشته گفتم که احوالم بد نیست. امسال اما بهترم. از وقتی "جدال دو اسلام" را خوانده ام، بهترم. احوال جسمی ام خوب است. (خواننده فهیم میداند که ناثر با در نظر گرفتن این موضوع که یک یا دو بیماری داشتن در این زمانه طبیعی است این عبارت را قلمی کرده است.) احوال روحی ام بهتر از سال قبل، اما باز هم خوب نیست. احوال شهرم - سبزوار - دارد مثل شهر "ر ه ش" میشود. احوال رفقایم خوب است ظاهرا در نبود من.
آیا اسم کوروش در ثبت احوال ممنوع است از سایت ایندکس وار دریافت کنید.
آیا نام کوروش از فهرست نام‌های مجاز ثبت احوال ایران حذف شده است
سخنگوی سازمان ثبت‌ حال کشور با تاکیدبراینکه لیستی زیر عنوان اسامی ممنوعه نداریم از تعیین عنوان محمد کوروش و محمد داریوش به هدف پسران خبر با ایلنا سر پاسخ به این پرسش که آیا محدودیتی سر تعیین اسم به هدف نوزدان.
ادامه مطلب
هو
یکی از مشایخ ، به این فقیر پیغام فرستاده ، و اظهار احوال خود نموده ، که فناء و محویت به جایی رسیده است که به هر چه نظر می کنم ، هیچ نمی یابم. آسمان و زمین را نگاه می کنم، نمی یابم و عرش و کرسی را نیز نمی یابم ، و خود را که ملاحظه می کنم ، هیچ نمی یابم، و پیش کسی که می روم ، او را نیز نمی یابم.
فقیر در جواب او نوشتم که این احوال از تلوینات* قلب است و قلب زینه [پله] اول است از این راه. صاحب این احوال ، ربعی از مقام قلب طی کرده است. سه حصه [مرتبه] دیگر از ق
در جهت بهبود حال و احوال اینستاگرام رو از گوشی پاک کردم. مطمئن تا چند روز درد خماری می کشم اما خب چه میشه کرد ادم باید از اعتیاد دست بکشه               احساس می کردم اینستا یکی از چیزایی که اعتماد به نفسم رو به طور موزیانه و غیر محسوسی کم می کنه و بگی نگی زیرزیرکی حالم رو بد می کنه.                    نظری دارید؟                  از جناب فیش نگار و سرکار خانم نبات خدا بابت کامنت ها و دلداری ها تشکر میکنم. یه سفر کوتاه یک روزه دارم که اگر عمری باقی ماند ش
ریاست محترم شعبه.................دادگاه عمومی(حقوقی)............ با احترام به استحضار می رساند که اینجانب ...........فرزند........وکیل خواهان خانم و ٖقای............ فرزند.................. همراه فرزندانش ۱-.................۲-.................۳-..................که پرونده کلاسه......................به طرفیت خوانده سازمان ثبت احوال .........................دعوای به خواسته تصحیح شناسنامه طرح نموده ام ، دلایل خود را جهت اثبات ادعای موکلم به شرح ذیل اعلام می نمائیم: ۱-خلاصه ادعای موکلین اینجانب آن است که اداره ثبت احوال
t.me/GRasad_org/2466
سیف اله ابوترابی سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور درباره آمار سید و سادات کل کشور اظهار کرد: بیش از ۶ میلیون نفر از جمعیت ایران را سید و سادات تشکیل می‌دهند.
او افزود: از مجموع این آمار حدود ۳ میلیون و ۱۳۹ هزار نفر مردانی هستند که اسم آن‌ها با لفظ «سید» و حدود ۲ میلیون و ۶۹۷ هزار نفر نیز زنانی هستند که اسم آن‌ها با لفظ «سیده» یا «سادات» آغاز می‌شود.
وی با اشاره به تقریبی بودن این آمار گفت: ممکن است جمعیت آماری اعلام شده از تعداد سید و
به اوضاع زمانه می ماند احوال رقاصه ی معروفی که مردان یک شهر خاطر خواهش هستند ولی حتی یک مرد هم نمی خواهد با او دیده شود می ستایم رقاصه را در مقابل یک شهر می ایستد به قیمت بی آبرویی یک رنگ است اما دیگرانش دو جا بندگی می کنند نزد آبرو و هوس الهام ملک محمدی
چقدر زیباست تبادل فرهنگی و یادگیری از آداب فرهنگ ها و کشورهای دیگر
اگر تقلید محض و کورکورانه نباشد
 
هر قبیله و مردمی، آدابی زیبا و قابل احترام دارند که می توان آموخت
از احوال پرسی ژاپنی ها گرفته تا سخت کوشی چینی ها و الی آخر
حال عالَم سر به سر پرسیدم از فرزانه‌ایگفت: یا خاکی است یا بادی است یا افسانه‌ای
گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟گفت: یا کوری است یا کری است یا دیوانه‌ای
گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟گفت: یا برقی است یا شمعی است یا پروانه‌ای


ادامه مطلب
من ندانم که به کی زندهو کی رخت ببندم ز جهان
لیک دانم قدر یاران و جهان گذران
بخت با من نیست یک سو
و بزد خنجر غم بر دل من
لیک یادم هست حال و احوال خوش و زخم زبان
روزگار میگذرد نیست به قلبم کینه ای
لیک قدر عافیت دانم و قدر دوستان
ساده
آبان1397
اداره
ثبت احوال منطقه غرب - خ آزادی - بعد از یادگار امام - نرسیده به دانشگاه
صنعتی شریف - خ حبیب الهی - پلاک 18 - کدپستی :  53587-14588 -
شـماره تماس : 66044950 , 66067458
اداره
ثبت احوال منطقه مرکزی - میدان حسن آباد - خیابان وحدت اسلامی - ابتدای
خیابان ابوسعید- پلاک 186 - کد پستی:36513-11118
شـماره تماس : 66464806 - 66460391
اداره
ثبت احوال منطقه شرق - بزرگراه شهید محلاتی- بلوار نبرد جنوبی- جنب کلانتری
132 کد پستی: 83331-17776
شماره تماس : 33439961,3 – 33439971
اداره
ثبت
دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان
الهی! چون به دیده تأمل می‌نگرم، خود را یتیمی مستحق ترحم می‌یابم که در سرای دنیا واقع شده و نیازمند توجه است. از آن زمان که از دیدار امام زمانمان محروم شده‌ایم، احوال یتیمی را داریم که از دیدن پدر محروم گشته است. ای آنکه نظر بر احوال یتیمان را توصیه و تاکید فرموده‌ای، ما را موفق به دلجویی و همراهی یتیمان نما و خود دلجوی ما باش که خوان نعمت و رأفت کبریایی‌ات گسترده و نقصان‌ناپذیر است.الهی! با امید به مهر و رحمتت
سلااام
چوطورین؟ حال و احوال؟ چقدر ساکت شدین باباااا
خاب خاب (بجای خُب خُب) امروز میخوام درباره جمله بسیااار معروفِ "بهت انداختن" صحبت کنم، که گوینده ش هم پدرها هستن غالباً و احتمالا فقطاً (خودم میدونم فقطا نداریم!!!) 
ادامه مطلب
دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان
الهی! چون به دیده تأمل می‌نگرم، خود را یتیمی مستحق ترحم می‌یابم که در سرای دنیا واقع شده و نیازمند توجه است. از آن زمان که از دیدار امام زمانمان محروم شده‌ایم، احوال یتیمی را داریم که از دیدن پدر محروم گشته است. ای آنکه نظر بر احوال یتیمان را توصیه و تاکید فرموده‌ای، ما را موفق به دلجویی و همراهی یتیمان نما و خود دلجوی ما باش که خوان نعمت و رأفت کبریایی‌ات گسترده و نقصان‌ناپذیر است.الهی! با امید به مهر و رحمتت
اوضاع؟نابسامان.حال و احوال؟در پویش امید.دمای دست و پا؟سرد همراه با لرزش.دایره ی دغدغه ی فکریم کوچولوتر شد واشنا به م.ش کمک کنه که باعثش شد،اصرارهای اون باعث شد انجامش بدم و راضیم،یکم دلم شکست فقط یکم چون قبلنا خیلی بدترشم دیده بود و خب این خودش یه پوئن مثبته.من امیدوارم و این امید مثل همیشه منو زنده نگه میداره امید به آینده.
سلام
اگه خدای نکرده، یکی از دوستان، آشنایان و ... شما داغ عزیزی رو ببینه، برای تسلیت گفتن از چه عباراتی استفاده می کنید ؟
از لحاظ رفتاری چطور باید با اون خانواده برخورد کرد که از غم شون کاسته بشه ؟
مرتبط:
میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!
آداب گفتاری و رفتاری عیادت از بیمار
آداب تبریک گفتن ازدواج
آداب تبریک گفتن بابت تولد نوزاد
متن احوال پرسی دوستانه
احساس میکنم در همه ابعاد زندگیم «آفتابه، لگن هفت دست/ شام و ناهار هیچی» را به تجلی رسوندم.
حالا نه اینکه از این به بعد برنامه بخواد عوض بشه، نه، بذار تا تهش بریم ببینیم که چی میشه.
پ.ن: «توقعت زیاده» نام آهنگی است از گروه ولشدگان که همچین بی ربط هم نیست به احوال.
پ.ن2: 10میلی گرم ریتالین برای 4 ساعت غرق شدن در مباحثی از macroeconomics
سلام
فرض کنیم در خانواده ای فرزندی به دنیا اومد و شما می خواید به پدر یا مادر، پدر بزرگ یا مادر بزرگ، دایی و خاله و ... نوزاد تبریک بگید .
برای تبریک گفتن از چه عباراتی استفاده می کنید ؟
مرتبط:
میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!
آداب گفتاری و رفتاری عیادت از بیمار
آداب تبریک گفتن ازدواج
آداب گفتاری و رفتاری تسلیت گفتن و همدردی با داغ دیده
متن احوال پرسی دوستانه
بچه بودیم و جاهل، حساب کتاب نمیکردیم داریم به احساسات هم ضربه میزنیم.الان یه کم بزرگ شدیم و یه کم عاقل، بیشتر حواسمون به خودمون هست که هرکی نیاد سرشو بندازه پایین، همه چی را بهم بریزه و بره.
بعدا که شاید یه کم بزرگ تر بشیم، آسون تر بگیریم و بخندیم به همه این احوال! 
اعصابم خورده هرچی کار انجام میدم خوب در نمیاد و تموم نمیشه داره اون روی من بالا میاد ...
هی منتظرم یه پیامی بده که دلم گرم بشه به یادش روزی صد بار پیاماشو چک میکنم البته نه وسط درسام ، 
اخه  خودش گفته بود که بهم پیام میده منم چشم به راه این روزنه کوچیک نشستم که یه پیام بیاد و تو دلم پروانه ها پر پر بزنن ولی ...
آه آمده ام که یک عالم غر بزنم ! از دمدمی مزاجی این روزها و حتی شاید این سال هایم بگویم و این رخداد تکراری نفهمیدنی که در کسری از ثانیه احوالاتم را تغییر می دهد و مرا از شادترین به غمگین ترین ، از مشتاق ترین به بی حوصله ترین و از علاقمندترین به متنفرترین تبدیل می کند. خیلی عجیب است که ناگهان ببینی که چیزی که تا این اندازه برایش مشتاق بودی برایت پوچ و بی معنا شده و دیگر کوچکتری میل و کششی به سمتش نداری ... یا اینکه حوصله و انگیزه ات بی خبر ته بکشد و ت
بسم الله النور
شب بود. روى زمین دراز کشیده بود و منم کنارش نشسته بودم. داشتیم از اوضاع و احوال دلامون حرف میزدیم. وسط حرفاش یه چندبارى گفت اینا امتحاناى خداست. هى هیچى نگفتم ولى یه جا دیگه صبرم تموم شد! گفتم چیه بابا تو هم هى هرچى میشه میچسبونى به خدا و امتحاناش!
ادامه مطلب
گاهی فقط دوست دارم بنویسم من نوه بزرگ این روستام وقتی میایم اینجا باید همون چیزی بشیم که مردم اینجا میخوان محرم امسال اصلا حوصله نداشتم برای همین فقط توی دوتا از مراسماشو شرکت کردم تا امشب که مادرم گفت همه حالت رو میپرسن پاشو بیا بیرون فکر نکنن مشکلی داری خلاصه امروز رفتم یک ساعت توی مسجد نشستم حال و احوال کردم و بعد رفتم نذری خوردم برگشتنم با عموزاده های پدرم احوال پرسی گردم و اومدم تازه فردا باید توی یک مراسم عزاداری دیگه شرکت کنم که همه ه
 
از آنجا که غالبا زاویه دید امام خمینی در تفسیرآیات قرآن، مبتنی بر این ساختار عرفانی است که کل تعینات خلقت بنا بر استعداد وجودی، آینه اسماء و صفات ربانی بوده و از حیات و شعور عالم غیب فیض می برند؛ می توانیم با توجه به جایگاه محوری قلب، نزد عرفا که به عنوان لطیفه ای روحانی، دائما محل نزول و ادراک تجلیات شئون الهی بوده است، به اثبات شهود احوال باطنی آن در مراتبی همچون قرب، ذکر و عبادت بپردازیم. چنین روشی بر خلاف ظاهرگرایی عقلی در الفاظ بر تداع
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بیست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وایساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
از آنجا که غالبا زاویه دید امام خمینی در تفسیرآیات قرآن، مبتنی بر
این ساختار عرفانی است که کل تعینات خلقت بنا بر استعداد وجودی، آینه اسماء و صفات
ربانی بوده و از حیات و شعور عالم غیب فیض می برند؛ می توانیم با توجه به جایگاه
محوری قلب، نزد عرفا که به عنوان لطیفه ای روحانی، دائما محل نزول و ادراک تجلیات
شئون الهی بوده است، به اثبات شهود احوال باطنی آن در مراتبی همچون قرب، ذکر و عبادت
بپردازیم. چنین روشی بر خلاف ظاهرگرایی عقلی در الفاظ بر تداعی
پنجره را باز می کنم و هوای سرد پاییز دلم را با خود به میان برگ های ناخوش احوال می برد. حالمان ناخوش است مثل برگ های محتضر که با هر نسیم غزل خداحافظی از شاخه می سرایند. در دل تاریک شب به دنبال چشمه ی حیات هستیم، فانوس را باد خاموش کرد و ماه در پس ابرهای سیاه اسیر شد. خورشید تو هستی، طلوع کن.
سال ۹۸ تم ثابت تموم عید دیدنی‌های خونواده‌ی بابام اینجوری بود که پنج دقیقه بعد از سلام احوال پرسی و عید مبارک و این حرف‌ها ، یکی میگه این سیل چی میگه اخه ، و همین جمله فتح بابی میکنه برای تحلیل مسائل سیاسی مملکت، زمین‌خواری و قیمت پیاز ، یهو به خودمون میایم میبینیم از قیمت پیاز، یه مروری رو کل تاریخ معاصر ایران هم داشتیم.
سلام
اگه با کسی برخورد کنید که خودش یا یکی از اعضای خانواده ش ازدواج کرده، برای تبریک گفتن از چه عباراتی استفاده می کنید؟
مرتبط:
میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!
آداب گفتاری و رفتاری عیادت از بیمار
آداب گفتاری و رفتاری تسلیت گفتن و همدردی با داغ دیده
آداب تبریک گفتن بابت تولد نوزاد
متن احوال پرسی دوستانه
امروز میگفت آخر هفته وقتی من داشتم با دختر عمه م ضحبت میکردم توی تقریبا 25 دقیقه حدود 42 بار بهش گفتم: "دختر عمه"!
بهش میگم خب چرا میشمری؟ 
میگه هیچی دانستنی جالبی بود.
چرا برای شما تهرانیای لوزر عجیبه که ما هی اسم طرف رو صدا میزنیم؟
یا میگه هر وقت کسی زنگ میزنه تو حال و احوال همه حتی همسایه ها هم محلی ها و همشهری ها رو میپرسی.
دوست دارم میپرسم.
چون رسم ما هست.
مسخره ها.
واقعا با یه مشت آدم بی عاطفه مزخرف طرفم. 
سلام علیکم و رحمه الله
احوال شما؟
ان شاء الله خوب و سلامت باشید
عیدتون مبارک
دُمبتون سه چارک(لبخند)
ما را نمی بینید خوش می گذره؟(لبخند)
عیدی هاتونو کجا گذاشتید؟ توی کدوم تشک و متکا جاسازی کردید؟ آدرس بدید لطفا(لبخند)
ادامه مطلب
کاغذهای پرخط وغلط زندگی ات را مچاله کن و به دور بینداز 
 بگذار کاغذهای بی لک، 
 بیایند تا نقطه ای بگذاری و ازسطری نو آغازش کنی زندگی را 
 ورق های بی خط سفید به دلت اضافه کن 
 برای کلاس نقاشی روزگار ،، 
همکلاسی جدید 
قلم های نتراشیده 
جوهرهای تازه 
و اماده شدن برای درس های نو 
گاهی می شود حول حالناها راجهشی هم خواند 
تا احسن ترین احوال 
آری 
اول مهراست تحویل سال 
❆ #دریا:
 
دریا نمی‌دانداحوال ماهی‌های کوچک رااز حوض حیاط بپرسیددریا چه رنگی است 
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپکوسرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
میگه :
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
بعد باز میگه :
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
 
بعد من فکر میکنم، بلد نیستم عاشقی کنم. اما عمیقا دوست داشتن رو بلدم. و امیدوارم ملامت نیاد بعد از این کاری ک به انجامش تصمیم گرفتم. 
 
بعد باز تاکید می کنه:
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده...
بسم الله مهربون :)
+ چند روزی که رفتم مسافرت حسابی از درس خوندن افتادم و کلی مطالب نخونده دارم الان. حتی اگه تا لحظه ی امتحان هم بی وقفه بخونم بازم تموم نمیشه و مجبورم یه مطالبی رو حذف کنم. حالا وسط این همه مطلب دچار وسواس خوندن شدم و هی برمیگردم عقب دوباره میخونم، سوال برام پیش میاد، میرم سرچ میکنم :-|
++ همه چی بخیر گذشت خداروشکر :)
الهی که بخواین و بشه.
بسم الله الرحمن الرحیم *

پست_سوم 
سلسله_مباحث_سبک_زندگی_اسلامی:
پدرومادر ها همه کاری می کنند؛ بعد تا یک چیز می شود، دنبال ذکر و دعا می گردند که خوب بشود.
چرا وقتی ازدواج می کنند دنبال آخوند نمی روند بپرسند که ازدواج چگونه باید برگزار بشود؟ می روند ازدواج می کنند، همه کاری می کنند؛ می زنند، می رقصند؛ خطا می کنند و بعد می بینید بچه مریض می شود؛ آنوقت تمام امامزاده ها می روند. از این امامزاده ها و دعاها چه می خواهند؟
بعد، این دعاها و امامزاده ها ج
جمعه احوال عجیبی دارد
هر کس از عشق نصیبی دارد
در دلم حس غریبی جاری است
و جهان منتظر بیداری است
جمعه، با نام تو آغاز شود
یابن یاسین همه جا ساز شود
جمعه یعنی غزل ناب حضور
جمعه میعاد گه سبز حضور
جمعه هر ثانیه اش یکسال است
جمعه از دلهره مالامال است...
 ابر چشمان همه بارانی است
عشق در مرحله پایانی است
کاش این مرحله هم سر می شد
چشم ناقابل ما تر می شد...
گوشه‌ی کافه‌ی شلوغی در خیابان انقلاب، همنشین یک دوست قدیمی هستم. تلفنم زنگ می‌خورد. جواب می‌دهم و سعی می‌کنم بین آن همه صدای مختلف، مام‌بزرگ را پیدا کنم. از آن طرف بلندبلند حال و احوال می‌کند و قبل از آن‌که جواب بدهم می‌گوید روزت مبارک. با داد و فریادی که بشنود می‌گویم روز خودت مبارک. می‌خندد و خجالتی جواب می‌دهد من که پیرزنم. هزاربار، هزاربار، هزاربار قربان‌صدقه‌اش می‌روم.
به همه ماچ عید دادیم، همه، همممهدر حد سلام احوال پرسی به سلول ها سر زدیمصبحونه شیرکاکائو و ناهار آب‌هویج خوردیم
به توصیفات نچسب آدم ها حول سفر های خارجه و گردش های عجیبشون تو عید گوش دادیم و به همه ی ددر های نرفته مون فکر کردیم
به بحث ظاهرا تموم نشدنی مردها حول چیپ استقلال گوش دادیم
به عینک دور مشکی "ه" روی میز روبرویی خیره شدیم و به کار بدمون فکر کردیم....

رونوشت به "ه"، میز روبرویی؛ من آدم پست فطرتی ام...ببخشید
سلام سلام 
میدونم خیلی وقت هست نیومدم و حسسسسابی سرم شلوغ بود و مشغول 
ینی حتی نمیتونم اون فیلتر شکنمم روشن کنم پاشم بیام تلگرام !!
برا روز مادر برا مامان و مادر شوهرم ادکلن خریدم و جشنی کوچولوی دور همی گرفتیم که خیلی خوب بود ..
تو این حال و احوال و وضعیت فک نمیکنم واااقعا کسی حال و هوا و ذوق و شوق عید رو داشته باشه 
جدا کسی هس که خیلی ذوق کنه عید داره میاد یا من وضعم خیلی داغونه؟ 0_o
من چقد امروز بی حوصلم و خوابم میاد و گیج ویجممممم :/
سلام.سال نو با تاخیر فراوان مبارک..
مدتی نبودم و نشد پست بگذارم. ولی حالا بازگشتی پیروزمندانه دارم..البته اینم بگم تو اینستاگرام بودم و مشغول به اشتراک گذاری احوال کلاسم و...
ان شا الله بعداز این خاطرات همکارانم و کسانی که برام ایمیل کردن با نام مستعار گونه و... براتون میگذارم..امیدوارم به کار کسی بیاد.راه های ارتباطی هم که مشخصه..پس اگه کسی تمایل به ارائه تجربیاتش رو داشت بهم اطلاع بده. بزودی با پست جدید در خدمتم...
اون روزی که گفت دلش رفته و برنگشته ، یهویی عجیب دلم پیچید تو هم ! ترسیدم براش... ترسیدم که دوباره گرفتار بشه ،دوباره همه زندگیش محدود بشه ،دوباره وابسته بشه، دوباره اشتباه کنه... میخواستم بهش بگم که کلی میترسم که دوباره لبخند با صورتت قهر کنه . میخواستم بزنم پس کله اش و بگم مرررد! به خودت بیا !
ولی هیچی نگفتم... فقط گفتم مواظب خودت باش . باشه ؟ مسلک مرغ زیرک رو الگو کن...
حالا امروز وارد کتابخونه که شدم دیدم رو بساطش خوابش برده . رفتم کنارش بیدار شد. ج
ای یاد تو مونس روانم                جز نام تو نیست برزبانم
ای کار گشای هرچه هستند      نام تو کلید هر چه بستند
ای هست کن اساس هستی    کوته ز درت دراز دستی
از آتش ظلم و دود مظلوم          احوال همه تو راست معلوم
هم قصه ی نانموده دانی           هم نامه نا نوشته خوانی
ای عقل مرا کفایت از تو             جستن زمن و هدایت از تو
هم تو به عنایت الهی                آن جا قدمم رسان که خواهی
از ظلمت خود رهایی ام ده         بانور خود آشنایی ام ده
« نظامی گنجوی »
اینجا یه سری حرف‌ها به زبون میاد که ممکنه بامعنی باشن و یا بی‌معنی، از جنس فلسفه باشن، هنر یا علم. همه‌ی اینا بستگی به خودم و خودتون داره که من چی می‌نویسم و شما چی برداشت می‌کنید. برداشت‌های شما کاملا آزاده و من هم می‌خوام که هیچ توضیحی راجع به هیچ‌کدوم از حرفام به هیچ‌کسی ندم.
اما دوس دارم نظرات یا احساسات شما رو راجع به اون‌ها بدونم، اما هیچ‌وقت جنبه سوالی یا نظرخواهی از من نداشته باشه که من هیچ جوابی براش نخواهم داشت.
می‌تونید هر سو
سلام
وقتی به عیادت کسی که خودش یا خانوادش تو بیمارستان بستری بودن و مرخص شدن میریم، چه جوری حرف بزنیم؟ ، اصلا چی بگیم به طرف ؟
چه کارهایی نباید بکنیم؟ آیا تاخیر در عیادت رو می پسندید یا معتقدید به محض بستری شدن بیمار یا مرخص شدن از بیمارستان باید برید عیادت .
مرتبط:
میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!
آداب تبریک گفتن ازدواج
آداب گفتاری و رفتاری تسلیت گفتن و همدردی با داغ دیده
آداب تبریک گفتن بابت تولد نوزاد
متن احوال پرسی دوستانه
این رفت و برگشت های زیگ زاگی من به وبلاگ هم برای خودش داستانی هست !
الانم که اینجا هستم نمی دانم آمدم بمانم یا نه !!
باور کنید اصلا مهم نیست و در ضمن ادا و اصول هم نیست.
این مدت واقعا احساس می کردم باید نباشم . ( یک حس کاملا شخصی )
این قدر اوضاع و احوال کشور و جامعه و اصلا همه چیز بد هست که اگر بگویم یک حس انفعال و رخوت و کِرختی تمام ذهن و فکر آدم را اشغال کرده بی راه نگفتم .
سایه سنگین این حس مزخرف و خشونت کلامی و غیر کلامی که یجورایی داره گفتمان غالب
با سلام و ادب و احترام خدمت همه عزیزان
پسری تقریبا ۲۱ ساله هستم که از طریق فضای مجازی با یه دختری آشنا شدم، در واقع ۴ سال توی یه سایت میدیدمش ولی فقط در حد احوال پرسی حرف میزدیم و شاید مجموعا توی ۴ سال بیست دقیقه خصوصی حرف زدیم اونم احوال پرسی و حرفای ساده.
از حدود سه ماه پیش دوباره با ایشون حرف زدم، اولش به خاطر یه اتفاق ساده بود حرف هامون و هیچ نظری تو ذهن مون نبود، هر چی بیشتر می گذشت می فهمیدم خصوصیات اخلاقی و شخصیتیِ ایشون با من همخونیِ بی
من آدمیم باب درد و دل، با دل و جون گوش میدم و خودمو در موقعیت طرف قرار میدم، سعی می کنم درکش کنم و برای بهتر کردنِ احوالش تلاش کنم و راهکار بدم، دوستانم اینو خوب میدونن، و خوب هم ازش استفاده می کنن، تا حدی که بعضا حس میکنم دیگه فقط بحثِ استفاده نیست، بلکه دارن سوء استفاده می کنن، اوضاع و احوال خودشون را بدتر از اونی که هست جلوه میدن بی توجه به اینکه من دارم تمام اینا را باور میکنم و اینا روم اثر میذارن و انرژیمو تخلیه می کنن.
دیشب با رفیقم که ح
خیلی دلم واست تنگ شده میتونی حس الانم رو بفهمی؟
میتونی درک کنی که چقد دلتنگ و پریشونم؟
تو که میدونی چقد دوستت دارم و همیشه دلتنگتم،تو که میدونی دلتنگ ک میشم حساس و زود رنج میشم 
پس چرا انقد بی تفاوتی؟
چرا یه تماس نمیگیری حالم رو بپرسی؟ مگه یه تماس، یه احوال پرسی چقد وقتت رو میگیره؟
اونقد دلتنگتم که حتی نمیتونی تصورش کنی.
این حجم از دلتنگی داره خفه م میکنه ...نمیتونم نفس بکشم انگار تحت فشارم،انگار میون یه جمعیتی گم شدم و خودم رو چقد تنها ومظلوم
"سخنان پیامبر در ردیف قران است و هیچ فرقی نمی کند، اما اینکه چرا می گوئیم بعضی ها قران است و بعضی ها سخنان پیامبر دلیلش ان است که قران در احوال ویژه ای بر زبان پیامبر جاری شده است" و به تصریح ایشان بهترین تعبیردر مورد این احوال ویژه , خواب و رویاست.
آیا تئوری رویاهای رسولانه جناب دکتر سروش تعادل دو کفه ترازوی بین کتاب و سنت را به نفع اخباریون بر هم نمی زند ؟و به عبارت اخری آیا در فرض قبول این تئوری از سوی مومنان , در ترجیح کلام محمد در بیداری نسبت
امروزه شمار زیادی از ازدواج ها پس از گذشت مدت زمانی به طلاق و جدایی زوجین ختم می‌شود که واقعا بردباری آن برای طرفین سخت هست. بر  زمینه آمار سازمان ثبت احوال، در سال 95 بیشترین طلاق مربوط به ازدواج هایی بوده که کمتر از یک سال از عمر آن ها قبل هست. در این مطلب به 5 علت اصلی این طلاق های زودهنگام اشاره می‌کنیم.
دلایل اصلی طلاق در ازدواج های امروزی
باورش سخت هست زن و شوهری که با هزاران امید و آرزو ازدواج می کنند، کمتر از یک سال در کنار هم باشند و
گفتمش آهای ! ماه پیشانو ؟
گفت جون جونم؟ 
گفتم احوال این روزای دلت؟ 
گفت به مثابه ی غنچه خشک شده سر بوته! 
گفتم ای بابا:/ یعنی انقده خشک ؟
گفت خونه بعثتی تون رو یادته ؟ تو باغچه تون یه بوته گل رز داشتن از دزفول آورده بودین ... یه سال که کلی غنچه سرخ داده بود یهویی هوا خیلی سرد شد ؟ غنچه ها سر بوته همون جوری سیاه شدند ؟
گفتم آره ...
گفت همون جوری. خشک نشدم از  گذشتن زمان و سر رسیدن فصل خستگی ... یهویی سوم سرما دل تازه رسته ام رو خشکوند :/
گفتم ای بابا ... ای ب
 

هشدار به گروه های فامیلی
این روزها گروه های فامیلی هم زیاد شده است. عمو،خاله ،
دایی و زندایی و حتی خواهرها و بردار ها همگی یک گروه زده اند به نام گروه فامیلی
و در آن هر مطلبی که خوششان بیاید برای دیگری به اشتراک می گذارند و هر از چند
گاهی هم از حال یکدیگر میپرسند.
در نگاه اول با خود میگوییم که خدا پدر و مادر این
تکلونوژی را بیامرزد که باعث شد حداقل از راه دور از احوال برادر و یا خواهر خودم
با خبر شوم و حتی فیلم و عکسش هم بتوانم به صورت آنلاین بب
در شمارگان قبلی بیان شد که ما جهت اعتلای روحی
نیازمند کنترل و به واقع ایجاد اعتدال میان قوای نفس (جز عقل) می باشیم. در باب
قوه غضب راهکار ها جهت تعدیل آن از این قرار است که اولاً چنانچه انسان دچار خشم
شد اگر ایستاده است بنشیند، اگر نشسته است روی زمین بخوابد. دوماً در حالات عادی
که انسان دچار خشم نیست لازم است در احوال قدرتمندان، صاحب منصبان و پادشاهان عمیقا
تفکر کند. آنانی که رفتند، بدنهایشان زیر خروارها خاک نهفته است و درهمی از ثروت و
قدرتشان
دوشنبه ها به طرز بی رحمانه ای دنیا و کائنات دوست دارن منو دل تنگم کنن... بیشتر از هر روز دیگه ای تنها موندنم رو به رخم میکشن. چراش رو نمیدونم .شاید هم بدونم ... 
هی دوست دارن این سیکل سوال تکراری منزجر کننده رو تو مخ من تکرار کنن... که چرا هیچ کس به اندازه کافی خوب نبود؟ چرا هیچ کس نموند؟ مشکل از منه ... مشکل از منه یحتمل .... 
از سیل پل دختر یه عکس دیدم چند وقت پیش ،یه نیمکت کامل تو گل و لای فرو رفته بود... حکایتش ،حکایت احوال این روزای منه ... طوفانها و سی
یک ماه بیشتر نیست ،
پس باید لحظه لحظه اش را "قدر" بدانم ...
+ این دفعه همسر سید شهرام شکیبا اومده بود ایوان مقصوره ، خانم ستاره سادات قطبی . خانم دلدار رفت باهش سلام و احوال پرسی کرد :) به نظر زوجِ موفقی میان ماشاالله ...
+ خدایا از امروز و از این لحظه پا گذاشتم در میهمانی با شکوهت ،از همان رزق های واسعت به من و همه ی دوستانم و همه ی کسانی که دارم عنایت کن ...
از رزق دل گرفته تا رزق های مادی ....
امروز سربازا رو بردیم واسه جز خوانی قرآن، وقتی که چشمم به حرم امام افتاد جز تنفر هیچ احساسی نداشتم،تنفر نه از شخص مرحوم امام،از اشخاصی که برای شخصی که اینقدر ساده زیست بود چنین حرم تجملاتی رو ایجاد کنند:)بعد میگن چرا ما با بیت امام مشکل داریم،وقتی می بینیم وضع مردم چه جوره و حال احوال و رفت و آمد های بیت در چه حاله خوب معلومه باهاشون مشکل بر میخوریم:)حواسم هم نبود جلو سربازا هم گفتم امام کجا و مرقدش کجا،لعنت بر ایجاد این تضاد:|حالا حفاظتیمون ن
سازمان چیست؟
جوامع امروزی را جوامع سازمانی می نامند، زیرا در این جوامع انسانها هر جایی که زندگی کنند و هرکاری که انجام دهند با سازمانهای مختلف در ارتباط اند و سازمانها بخشی از زندگی روزانه همه مردم را تشکیل می دهد:
1- امروز هر یک از انسانها معمولا در بیمارستانی(یک سازمان) متولد می شود.
2- شناسنامه او را سازمان ثبت اسناد و احوال کشور صادر می کند.
3- به هنگام رسیدن به سن آموزش در مدرسه ای(یک سازمان) درس میخواند.
4- هنگام رسیدن به سن قانونی از اداره ر
یه عاملی که نمیذاره من درست تصمیم بگیرم برای چند ماه آینده ام ، خانواده امن...
گاهی میگم گناه دارن بذار برگردم پیششون باشم...
گاهی هم میگم پس استقلالم چی میشه ؟؟؟
و گاهی یه تماس تلفنی ساده ، یه مسخره بازی ساده ، یه لحن حرف به ظاهر ساده اشون، باعث میشه تصمیم بگیرم که به هیچ وجه استقلالم رو زیر پا نگذارم و برم دنبال زندگی خودم !!!
وقتی با شوق و ذوق میگم اره فلان تاریخ امتحان فلان رو دارم ، یا مثلا فلانی گفته بیا بهت کار میدم ، یا وقتی فکرهام رو درمیو
یوسف مصری را دوستی از سفر رسید. گفت: «جهت من چه ارمغان آوردی؟» 
گفت: «چیست که تو را نیست و تو بدان محتاجی؟ الاّ جهت آنکه از تو خوب‌تر هیچ نیست، آینه آورده‌ام تا هر لحظه روی خود را در وی مطالعه کنی.»
چیست که حق تعالی را نیست و او را بدان احتیاج است؟ پیش حق تعالی دل روشنی می‌باید بردن تا در وی خود را ببیند. «اِنَّ اللهَ لَایَنْظُرُ اِلی صُوَرِکُمْ وَلَا اِلی اَعْمَالِکُمْ وَاِنَّمَا یَنْظُرُ اِلی قُلُوْبِکُمْ بَلادٌ مَا اَرَدْتَ وَجَدْتَ فِی
امام صادق (ع) فرمودند :
وَ یومَ غَدیر بَینَ الفِطرِ و الَضحَی و یومَ الجُمعةِ کَالقَمَرِ بَینَ الکَواکِب
روز غدیر خم در میان روز های عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.
اقبال سید بن طاووس : 466
پیشنهاد اجرایی :
احوال پرسی از همسایگان و رفع حوائج آنان در حد توان
این روز ها به درجه ای از درک رسیده ام که درک می کنم چقدر دعوا ها،تنفر ها،زشتی ها،پلیدی ها و هر چیز نا مثبتی که در محیط اطرافمان وجود دارد بی ارزش است،زندگی این روز ها برایم شیرین است،اما نه مانند عسل که از بچگی شیرینی اش دلم را زده...سبک بال تر شده ام،آزاد تر،رها تر و همه را مدیونم به آن سپید ریش بالای سرم که همه "خدا" صدایش می زنند:)
+شدیم پیشرفته و حرفه ای تو تئاترمون و بدجور سرمون شلوغ شده:) خدایا ممنون که دارم کم کم برا رسیدن به هدفم رو پای خودم
باسمه تعالی
چهل حدیث
غم و غصه
غزل۳
آنچه آید به سرم، غفلت و اندوه و غم است
حرص دنیا و طمع آتش بر جان و سم است
مشکلات است سبب، عامل افزونی غم
فقر و کمبود محبت، همگی از ستم است
دور بودن ز گناهان، اثری جاوید است
حس کمبود و حقارت سببش رنج و غم است
اختلال است و پریشانی احوال ز غم
غصه و رنج بیارد، چو کسی در الم است
گر تنش یا که خشونت بشود سر مشقت
سبب سستی و افسردگی و هم عدم است
باعث کاهش نیرو شود و درد و عذاب
چون شود ذهن تو مشغول وتدابیر کم است
عشق یزدان سب
 

من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسید
گم شد اثر من،اثرم هیچ مپرسید
گفتند که : چونی ؟ نتوانم که بگویم
این بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید
فردا سر خود می‌کنم اندر سر و کارش
امروز که با درد سرم هیچ مپرسید
وقتی که نبینم رخش احوال توان گفت
این دم که درو می‌نگرم هیچ مپرسید
بی‌عارضش این قصهٔ روزست که دیدید
از گریهٔ شام و سحرم هیچ مپرسید
خون جگرم بر رخ و پرسیدن احوال؟
دیدید که : خونین جگرم، هیچ مپرسید
از دوست به جز یک نظرم چون غرضی نیست
زان دوست به جز یک نظرم ه
به نام او...
امروز با محمد رفتم پیش مشاورش و فهمیدم خیلی بی حوصله تر از اونم که بخوام دوباره به کنکور فکر کنم...
واقعا این بی صبری از کجا میاد؟
همیشه دلم میخواست یه آدم صبور و قوی و محکم باشم که در مقابل مشکلات نلرزه و همه بتونن بهش تکیه کنن!
کاش بتونم یه مادر قوی باشم...
این چند روز هوا گرم بود و کسل کننده و منم مدام فیلم میبینم و کم کم چشم هام دارت اذیت میشن!
حرف های کمتری برای گفتن به دوست هام دارم و همه سرشون به کار خودشون گرمه و کسی احوال مارو نمی
نوشته
پیش رو در خصوص حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق، و قانون حذف نام همسر از شناسنامه
برای آشنایی شما عزیزان تنظیم گردیده است. حذف نام همسر از شناسنامه در ماده ۳۳ قانون
ثبت احوال اشاره شده است.
حذف
نام همسر از شناسنامه
حذف
نام همسر از شناسنامه پس از طلاق، نگرانی خیلی از مردان و زنانی است که طلاق گرفته
اند و تمایل دارند در شناسنامه ایشان نامی از همسر سابق و طلاق و ازدواج قبلی نباشد.
این موضوع برای مردان راحتتر از زنان است ولی حذف نام زوج ا
وَأَمَّـا مَـنْ أُوتِیَ کِتَــابَـهُ وَرَاءَ ظَـهْرِهِ ۱۰ 
و اما آن کس که نامه اعمالش را از پشت سر (به دست چپ) دهند.
فَسَوْفَ یَدْعُـو ثُبُــورًا ۱۱
او بر هلاک خود آه و فریاد حسرت بسیار کند.
وَ یَصْـلَى سَعِیــرًا ۱۲
و به آتش سوزان دوزخ در افتد.
إِنَّـهُ کَانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُورًا ۱۳
که او میان کسانش بسیار مغرور و مسرور بود.
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَـنْ یَحُـورَ ۱۴
و گمان کرد که ابدا (به سوی خدا) باز نخواهد گشت.
بَلَى إِنَّ رَبَّـهُ کَانَ بِهِ
دوستان بیاید و از طریق این لینک تو سایت اپیزو ثبت نام کنید و پول دربیارید.این لینکپ.نخیلی دوستتون دارم دلم براتون تنگ شده بود بیاید دوباره نظر بدید و مزاحم شید(مزاحم چیزه مراحمید :))پ.ن2یکم نظر بدید حال و احوال بپرسید و رو این لینک کلیک کنید بد نمیشه هااااا
ابراهیم ادهم «رحمة اللهّ علیه» در وقت پادشاهی به شکار رفته بود. در پی آهویی تاخت تا چندان که از لشکر به کلّی جدا گشت و دور افتاد. اسب در عَرَق غَرق شده بود از خستگی. او هنوز می‌تاخت در آن بیابان. چون از حد گذشت، آهو به سخن درآمد و روی بازپس کرد که:« مَا خُلِقْتَ لِهذا،  تو را برای این نیافریده‌اند و از عدم جهت این موجود نگردانیده‌اند که مرا شکار کنی. خود مرا صید کرده گیر، تا چه شود؟» 
ابراهیم چون این را بشنید نعره‌ای زد و خود را از اسب درانداخت
آدمی اسطرلاب حق است، اما منجّمی باید که اسطرلاب را بداند، تره‌فروش یا بقال اگرچه اسطرلاب دارد، اما از آن چه فایده گیرد و به آن اسطرلاب چه داند احوال افلاک را و دَوَران و برج‌ها و تأثیرات و انقلاب را الی غیرذلک؟ پس اسطرلاب در حقّ منجّم سودمند است؛ که «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَهُ». همچنان که این اسطرلاب مسین آینهٔ افلاک است، وجود آدمی که «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِیْ آدَمَ» اسطرلاب حق است. چون او را حق‌ّتعالی به خود عالِم و دان
اشتباهی که به عقیده ی من خیلی ها مرتکب می شوند این است که خیال می کنند رابطه و ازدواج خوب آن است که در تمامی اوقات و تمامی شرایط و احوال به شما احساس خوبی بدهد. به همین دلیل، تا اوضاع بد می شود خیال می کنند رابطه و ازدواجشان غلط بوده است.
ادامه مطلب
دوستی هایتان را به عشق نرسانید !به جایی که سلام دادنش ، سَر حالتان بیاورد و قربان صدقه های بی منظورش ، خاص شود برایتان...به جایی که عقربه ها وقتی کنارش هستید ، برای گذشتن عجله داشته باشند و قهوه ها تلخ به نظرت نیایند...دوستی
هایتان را به جایی که یک روز حرف نزدن با او ، خُلقِتان را تنگ میکند و
احوال پرسی نکردنش ، حالِ خوبتان را بَد میکند ، نرسانید!دوست که بمانید ، لااقل کنارِ خودتان داریدش...قدِ یک تبریکِ تولد ، قدِ یک گپ و چایِ عصرانه ، قدِ یک شب
دنبال گم شده م میگردم!!
انگار یه قسمت مهم زندگی رو یادم رفته 
من یه جایی خودمو جا گذاشتم که نمیدونم کجاست
کتاب خوندن هام رواز سرگرفتم
دستی روی ساز فراموش شده ی کنج اتاق کشیدم و میخوام وقت م رو باهاش بگذرونم
گوشی رو هم پرت کردم تو کیفم در حد زنگ و احوال پرسی مامانم 
کمتر با کسی دلم میخواد حرف بزنم وحرف میزنم
ارتباط محدود فقط با چندنفر که اگه بشه اسمشون رو گذاشت دوست
وبلاگ مینویسم 
فیلم میبینم 
درس میخونم
کتابخونه های ساکت و اروم میرم
شب ها زود
هو
هرکس جاهل است به معرفت نفس اجهل است به معرفت رب ، و معرفت نفس مصباح کشف احوال ملکوت است و مشکوة شهود اسرار جبروت و معراج وصول به سوی لاهوت. و احدی از بنی آدم نمی رسد به هیچ مقامی مگر بعد از معرفت نفس خود. و این معرفت حاصل نشود به خبر نقلی یا نظر عقلی. بلکه حصولش موقوف به نوری است که از حق بر دل آید و آن نشود مگر به ریاضات متعالیه و مجاهدات متوالیه و تجرد قوی از قیود هوی و به زعم فقیر محض موهبت است از حضرت عزت ،  اگرچه منافی نیست ، توفیق مجاهده هم
یک. امروز، که آخرین روز کلاس‌های این ترم بود، یه ارائه‌ی کوتاه داشتم که این‌طوری شروع‌ش کردم: می‌خوام داستان رو از 303 سال و 30 روز قبل از تولد خودم شروع کنم! (-: یعنی 9 ژوئن 1696. روزی که جان برنولی به نامه نوشت به لایب‌نیتز و توش ... !
دو. قرار بود با علی [محمدحسین] مشترکن ارائه بدیم. صبح زنگ زد و گفت از دیشب مریض احوال‌م و نمی‌تونم بیام. من هم برای زنده نگه داشتنِ نام‌ش، قبل از ارائه، صفحه‌ی اول پاورپوینت رو به این صورت تغییر دادم! (-:
 
یک. امروز، که آخرین روز کلاس‌های این ترم بود، یه ارائه‌ی کوتاه داشتم که این‌طوری شروع‌ش کردم: می‌خوام داستان رو از 303 سال و 30 روز قبل از تولد خودم شروع کنم! (-: یعنی 9 ژوئن 1696. روزی که جان برنولی یه نامه نوشت به لایب‌نیتز و توش ... !
دو. قرار بود با علی [محمدحسین] مشترکن ارائه بدیم. صبح زنگ زد و گفت از دیشب مریض احوال‌م و نمی‌تونم بیام. من هم برای زنده نگه داشتنِ نام‌ش، قبل از ارائه، صفحه‌ی اول پاورپوینت رو به این صورت تغییر دادم! (-:
 
تجسس در احوال و زندگانی مردم
20- یکی دیگر از مدخل های رایج و بسیار بزرگ و نافذ شیطان در انسان،همانا تجسس در احوال و زندگانی مردم است بطوریکه پیامبر اکرم می فرماید: فردی که به قصد تجسس و خبرچینی و فضولی در زندگی دیگران، اقدامی می کند در همان گام نخست با شیطان محشور است.
 
21- همچنین کسی که نیات مردم را تفتیش و ارزیابی و قضاوت می کند تا حتی از اعمال خیرشان، نیات پلید استخراج کند مرید شیطان است زیرا بدین طریق می خواهد آدمیت را بکلی باطل و لعن نماید و
دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش!
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد!  
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!
پرواز قشنگ است ولی بی غم ومنّت
منّت نکش از غیر و پر و بال خودت باش!
صدسال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش!
مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز ودیگری را به یک کوزه گر شوهر داد. چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری به دخترانت بزن واحوال آنها را جویا بشو.
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت وجویای احوال شد، دخترک گفت که زمین را شخم کرده وبذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.
مرد به خانه کوزه گر رفت ، دخترک گفت کوزها را ساخته ایم ودر آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسی
باسمه تعالی
اماکن مقدس
مسجد النبی
غزل۲
همبستگی احمد و اصحاب جدا نیست
آرامگه و مسجد و محراب  دو تا نیست
شد مسجد و ارکان بپا، بهر سعادت
آن مرکز علم است و عبادت که فنا نیست
گشته است بنا مسجد پیغمبر اعظم
در اول هجرت شده بر پا و خطا نیست
با گسترش مسجد و تخریب حواشی
آثار زیادی شده نابود و بها نیست
آنجاست زیارتگه و هم جای عبادت
چون خانه ی احمد بود و ظلم و جفا نیست
همراهی انصار و مهاجر شده باعث
در ساختن هر وجبش، فخر و ریا نیست
احمد چو دگر مردم آن کوچه و
مسابقه کتابخوانی موعود آسمانی
جوایز مسابقه: 12 جایزه 500 هزار ریالی برای 12 نفر
جهت ثبت نام رایگان و دریافت کتاب مسابقه به کتابخانه عمومی نیمروز زابل واقع در خیابان فردوسی جنب اداره ثبت احوال مراجعه و یا با شماره تلفن 32224433 تماس حاصل نمایید.
مکان برگزاری مسابقه: کتابخانه عمومی نیمروز          زمان: دوشنبه 1398/02/02 ساعت 16
همچنین می توانید فایل pdf کتاب مسابقه را از لینک زیر دریافت نمایید
http://cdn.ahlolbait.ir/files/12/download/33_0.pdf
به درس 6 از مجموعه آموزش زبان ترکی استانبولی
برای نوآموزان خوش آمدید. در این درس قصد داریم با برخی از اصلاحات بسیار
کاربردی در زبان ترکی آشنا شویم. دانستن این اصلاحات در کنار کمک به شما در
درک بهتر زبان ترکی، به شما کمک می کند تا کمی با شباهت های ترکی و فارسی
آشنا شوید.
سلام و خداحافظی
عبارت زیر، کاربردی ترین و ساده ترین عبارت برای ادای سلام یا خداحافظی در زبان ترکی هستند:

 
ترکی
فارسی



Merhaba

سلام



Selam

سلام



Günaydın

صبح بخ
دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش
صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش
محمد اقبال لاهوری
متولد 1256
مرگ 1317 در سن 60 سالگی
شاعر، فیلسوف، سیاست مدار و متفکر
مسلمان اهل پاکستان
امروز باز اینجوریه من میخوابم ، کتاب میخونم ، میخوابم ، کتاب میخونم همینجوری احتمالا تا شب میره ببینیم چی میشه :/ خب چیکار کنم نمیدونم چمه. یعنی میدونم اما چیکار کنم. البته باید بگم کتاب دیگه کم کم جذاب داره میشه داستان ،ادم دوست داره بخونه ببین چی میشه. ولی یهو باتریم تموم میشه. اینجوری نبودما چند روزه اینجوری شدم. زیر چونمم اونجایی که غدد لنفاوی زیر چونم سمت چپ درد میکنه و انگار باد کرده حالا نمیدونم چرا برم دکتر نرم؟ چیکار کنم. بیخیال اصلا
حذف نام همسر از شناسنامه  
حذف نام همسر اول از شناسنامه با انتخاب همسر دوم و ثبت رسمی ازدواج و ثبت شدن نام او در شناسنامه امکان پذیر است
مطابق قانون چنانچه فردی با همسرش متارکه کرده باشد، با انتخاب همسر دوم و ثبت رسمی ازدواج و ثبت شدن نام او در شناسنامه اش می تواند به اداره ثبت احوال مراجعه و درخواست برای حذف نام همسر اول را ارائه دهد.

حذف نام همسر از شناسنامه بعد از طلاق
حذف نام همسر اول از شناسنامه 

هرچند که این مقررات خالی از اشکال نیست؛ ا
خواستم شرحی بر حال و احوال این روزها و اتفاقاتی که گریبان گیر من سالخورده شده است را سیاهه کنم، اما... چه بگویم که از "با" بسم الله مداد می‌شکند، جوهر پس می‌افتد و ورق واجر... چه بگویم؟ و چگونه دهان باز کنم که سیل این کلمات تند و تلخ و لزج که مثل چاه پر شده، تمام دهانم را در بر گرفته، این مجاز خانه را زیر خود نبرد؟ تا کی صافیِ صبر را سر بکشم؟ تا کی قورت دهم این روزگار بد قلق را؟ سر جگرم از دندان زخم است! دلِ تنگم سوخته و غصه دارم برای خودم... برای خود
این مریضی که میخوای دلت بگیره،کل غم دنیا بریزه تو دلت،قار قار کلاغ برات با عظمت بشه،بشینی کنار جدول و به صدای ماشینا گوش بدی و سیگارا رو دود کنی بره،نامجو بزاری که هی بگه«جان را چه خوشی باشد/بی صحبت جان جان جانانه بی‌صحبت جان جان جانانه» اسمش چیه؟!
دلمون پاییز میخواد با کلاس هشت صب دانشگاه.اون کلاسایی که نصفشو خوابی نصف دیگه‌شم تو فکری.
دلمون هوس وارونگی هوای تهران کوفتی رو کرده.از قصد لباس کم بپوشی که پوستت یخ بزنه.
دلمون سویشرت میخواد.کلا
خوبم، خیلی خوب! البته اگر از احوال ما جویا باشی و البته‌تر این‌که راستش را نخواهی!
راستش را اما اگر بخواهی، طوری نیست، کمی گلویم درد می‌کند و یک جورهایی انگار گرفته باشد. حرف زدن با گلویی که درد می‌کند خراش می‌اندازد به انتهای گلو و خلاصه این‌که گلودرد پای آدم را به دنیای «دیفن هیدرامین» و «سکوت» باز می‌کند!
راست‌ترش را اگر بخواهی گلویم آن‌طورها که هر بار، درد نمی‌کند. حرف که می‌زنم هم تیر نمی‌کشد، فقط درد را از گلو می‌کشد به چشمم و...
8 ساله که زندگی میکنیم هیچ وقت سازش نداشتیم زنم خیلی بد اخلاقه میگم بیا طلاق بگیریم میگه باید 150 میلیون بدی وگرنه مهریه را به اجرا میگذارم ( مهریه 250 سکه است) الان شرایط مالی خوبی ندارم کار و شغل ثابتی هم ندارم ممنون میشم راهنماییم کنید. که اگر مهر اجرا بزاره برای طلاق چقد معمولا پیش میگیرن و اینکه چند ماه یا چن وقت طول میکشه که طلاق انجام بشه؟

پیش پرداخت از لحاظ قانون موضوعی ثابت و مشخص شده نیست بلکه دادگاه با توجه به مدارک و اوضاع و احوال و ...
این دایره زندان است، هم قفل شکن هم درزین پنجره بیرون شو، این قصّه به پایان بر زین دانش انسانی جز وهم چه حاصل شدآن دانش بی‌آخر در روح به جا آور بیمار و ملولی باز، در حال نزولی بازبرخیز ز مشت گل، این سایه‌ی خاکستر راحت شو ز فرسایش، این خانه‌ی آلایشسامان تو این جا نیست، پرواز کن از بستر این لحظه چو وابینی هیچ از تو نیاید کارکار از تو نباشد هیچ، بی‌کار شو راهی بر ای یار دو جام آور تا شاد شوم زین هیچصد خاطر ظلمانی هم پاک شود از سر یک آن به رها د
دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش
صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش

محمد اقبال لاهوری
متولد 1256
مرگ 1317 در سن 60 سالگی
شاعر، فیلسوف، سیاست مدار و متفکر
مسلمان اهل پاکستان
میدونی چرا‌خونه های قدیمی شیشه رنگی دارن؟
واسه اینکه هر نامحرمی به راحتی از حیاط نتونه داخل اتاق رو ببینه،
 اما وقتی تو زاویه درست قرار میگیری، وقتی محرم باشی و داخل اتاق باشی هم از احوال خبر داری هم از حیاط
شیشه رنگیارو دوست دارم عین زنا هستن
مثلا هر زنی که دوست نداره بشنوه «دوستت دارم»،
به بعضیاشون باید بگی «خندت بود که گرفتارم کرد» تا مستیشو ببینی
زنا از هر شیشه ای شفاف ترن، تُو توْ زاویه ی درست قرار گرفتی؟
نگاهت مبداء تاریخ انسان است آقاجاننگاهی که قسیم کفر و ایمان است آقاجانخدا با قصه ی پر غصه ی یوسف به ما آموختهمیشه جای خوبان کنج زندان است آقاجاننه آن هارون گرگ، آن نارشیدِ زشت عباسیکه خود هارون تو، موسی بن عمران است آقاجانتقیّه شد سلاحت تا بماند زنده این مکتبکه گاهی ماه، پشت ابر پنهان است آقاجانزمانی ابن یقطین گفت و کلّ راویان گفتندکه این باب الحوایج باب عرفان است آقاجاننه تنها مشهد و قم بوی گلهای تو را دارندکه عطرت منتشر در کلّ ایران است
شکر ایزد چهارمین شماره مطلب فوق روز گذشته مورخ 8 خرداد ماه در این تارنما منتشر گردید. شمارگان محدودی ازا ین مطلب باقیمانده است. از شما مخاطبین گرامی دعوت می کنم تا پایان راهکارها جهت استحصال اعتدال قوای نفس، این مطلب را دنبال و ما را همراهی فرمایید. ضمن سپاس
#زندگی_به_سبک_مهدی (۲۷)
توجه به حق الناس یکی از ویژگی های زندگی مومنانه است، شهید لطفی به حق الناس توجه ویژه ای داشت که حتی ریز ترین موارد هم از چشمش دور نمی‌ماند، دوستش میگه؛
یکروز همدیگر را کنار نانوایی ملاقات کردیم من که جلو تر نان را گرفته بودم و میخواستم با عجله برم .
مهدی پس از سلام و احوال پرسی ؛ با دستش سنگ هایی که روی نان هایی که گرفته بودم جدا کرد و گفت بابت این سنگ ها جدا گانه پول داده اند و حق الناس است شما نباید آنها را به همراه نان ب
با دلی پر درد شروع کردم به نوشتن
شنیده بودیم یه روزی میگفته رفیق ها برام هم جون میدن و طرفشون مشکل پیش بیاد براش تا اون مشکل حا نشه خواب و خوراک هم برا رفیقاش حروووم بود ...
حالا چی ؟!
حالا هم اینطوریه !؟
الان دوست های آدم اگر برنامه تفریحی ، شادی یا امثال این موضوع داشته باشی یادت میکنن ولی به محض اینکه اینا نباشه و حتی بخوای یه حال و احوال ساده هم بگیری جوابتو نمیدن ...
خوشبحال قدیمی ها که لذت همه چیز رو کشیدن ...
خوشبحال قدیمی ها برا خودشون چه زند
صاف و یک‌دست بودن، صداقت داشتن و همه را درست دیدن، در این زمانه غدّار و جامعه فریبکار، اگرچه در باطن، خیر است و اصل و اساس هر فرد و جامعه، اما در ظاهر، گاه تبعاتی دارد پیچیده و دشوار. سلام سالم را، نگاه ساده را و کلام بی‌آلایش را چنان تعبیر و تفسیر می‌کنند و پیچ و تاب می‌دهند که خود می‌مانی از این همه غلّ و غشّ و پیچیدگی و فرومایگی. انگار نه انگار که صداقت و راستی، اصل است و اساس و یک‌دستی و زلالی، راه درست است و سبیل نجات. بعضی چنان رفتار می
سلام
زنگ زده به گوشیم، سر ظهر!!!
هنوز حال احوال نکرده می پرسه: شما فقیر هستید یا غنی؟!!!
موندم برای چی داره می پرسه.... گفتم: وسط! نه فقیریم نه غنی!
گفت: نـــــــــه! فقیر هستید یا غنی؟!
گفتم: بستگی داره با چه منظوری بپرسین.... معیارتون چیه برای فقیر یا غنی؟!
گفت: شما که رفتین حـــــَج.....
دوزاریم افتاد! خندیدم و تندی گفتم: نه ما در این مورد خیلی هم غنی هستیم! ما حج نرفتیم! رفتیم مشهد :))
در حالیکه فهمید دستش برام رو شده، میگه: نه دیگه شما باید سور بدین، مگه
یه اتفاق جالبی برام افتاده که بعضیا سختشون میشه اگر بخوان به تک پیام دوستشون جواب بدن. البته تو نت و بدون هزینه ی شارژ.یا دارن فرار میکنن تا مثلا کسی تو زندگیشون سرک نکشه یا که دوست ندارن به کسی که ازشون سوالی کرده یا سلامی گفته جواب بدهند. تا اینجاش درسته منم دوست ندارم کسی تو زندگیم سرک بکشه.ولی جالبه وقتی پیا محبت آمیز و سلام و احوال پرسی هم میفرستی بازم بدشون میاد که جواب بدهند یا که خودشون سوال میکنند و بعدش فرار میکنند.این هم از شانس من د
#زندگی_به_سبک_مهدی (۲۷)
توجه به حق الناس یکی از ویژگی های زندگی مومنانه است، شهید لطفی به حق الناس توجه ویژه ای داشت که حتی ریز ترین موارد هم از چشمش دور نمی‌ماند، دوستش میگه؛
یکروز همدیگر را کنار نانوایی ملاقات کردیم من که جلو تر نان را گرفته بودم و میخواستم با عجله برم .
مهدی پس از سلام و احوال پرسی ؛ با دستش سنگ هایی که روی نان هایی که گرفته بودم جدا کرد و گفت بابت این سنگ ها جدا گانه پول داده اند و حق الناس است شما نباید آنها را به همراه نان ب
چند هفته قبل نتایج پروژه "بار جهانی بیماری‌ها" با همکاری پژوهشگران بین‌المللی در مجله Lancet که یکی از معتبرترین ژورنالهای پزشکی دنیاست منتشر شد. 
در مقاله ارایه شده دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در حوزه سلامت درخشان بوده و برای اولین بار امید به زندگی در میان زنان ایرانی به 80 سال و مردان ایرانی به 75.5 سال رسیده است. 
آیا این روند مثبت ادامه خواهد داشت؟  
ادامه مطلب
اغلب از سر ادب و رفع تکلیف می پرسند :
چه خبر ؟خوبی ؟
تو هم از سر ادب و رفع تکلیف میگی خوبم ممنون .
چرا باید راست اش را بگی ؟
چرا باید برای کسی که حال و روزت براش اهمیت نداره یا اساسا خوش اش نمیاد که بدونه حال تو خوب نیست ، خودت را بریزی بیرون ؟!
در حال مرگ هم که باشم میگم خوبم !
کسی که تو براش اهمیت داری با یک دو دو تا چهارتای ساده هم میفمه حال و روزات خرابه و به دادت می رسه .
خیلی سخت نیست فهمیدن این که کسی احتیاج به کمک یا حضورت داره ...
نمیگم از سر ادب
کشیکم...کمیل زنگ زده به قول خودش حال گیری(گرفتن حال،پرسیدن احوال)...گفتم دارم درس میخونم گفت خاک بر سرت انقدر بخون تا عاقبتت بشه مثل سهیل...گفتم چکار بچم سهیل داری?از خدات هم باشه به جایی که سهیل هست برسی...گفت برووو بابا!!باهاش حرف میزدم گفتم برنامه ات چیه واسه آینده?گفته خسته ام.ته اینهمه تلاش و تلاش و تلاش چی شد?تنهایی تو غربت...گفته میخوام برگردم ایران.دلم میخواد یکی تو زندگیم باشه،ازدواج کنم،دوستم داشته باشه،بچه دار بشم،رنگ آدمیزاد زندگی کن
همین الان از تماس با مهدی دارم میام :)
یک ساعت پیش دیدم تلگرام پیام داده: "سلام علیک، خوبی؟ ... هیچی! انقد بارندگی زیاده، به گوشیم رطوبت خورده! وایساده گوشیم. رفتم تو شعب".
تا پیامش رو دیدم زنگ زدم و زدم و احوال پرسی و گله که کجایی نامرد؟
بیچاره گفت از روزی که اومدم اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. میگفت هیچ وقت تو عمرم انقدر تلویزیون ندیده بودم :) 
 
-----
برادرم ساعت نه شب اون حادثه کذایی برگشت خونه! اولش یه دل سیر کتکش زدیم که دیگه از این غلطا نکنه :)))
امسال که نیمه شعبان  جمکران بودم یک اتفاق قشنگ افتاده بود، آن هم این ‌که امسال از کشور های مختلف دنیا افراد زیادی را دیدم...
گل‌می‌دادند...چیزی پخش می‌کردند...همه به تب و تاب افتادند...انگاری همه پیر و جوان...مرد و زن...شرقی و غربی...صدای قدم های نزدیک آقا را حس می‌کنند...
انگاری...همه خونشان توی شیشه شده است.... انگاری نفس های هیچ کس دیگر از این هوای آلوده ی شهر بالا نمی‌اید...انگاری زندگی ها یکنواخت شده...همه خسته‌اند...
همه...
امسال که سال خوبی نخوا

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گواه مطالب مفید و نراهُ قریبا روزانه آقا برقی بواسیر گلچین مجموعه جالبترین ها و بهترین ها درس پژوهی نسوزآوران آترا COMM دیدار آسمان